موضوع: "اشعار"

مقام فاطمه(سلام الله علیها)...

مقام فاطمه(سلام الله علیها) در خور آن است که عقول برجسته انسان های بزرگ در اصلی ترین رشته های تفکرات

ایشان بیندیشند و زبان فصیح ترین و بلیغ ترین گویندگان، شعرا و سرایندگان آن اندیشه ها را در غالب کلمات

بیاورند.

از خود پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که پدر و مربی این مخدره بزرگوار بود تا امیرالمومنین(علیه السلام) که

همسرش بود. و تا فرزندان او ائمه معصومین (علیه السلام) هر کدام راجع به حضرت زهرای اطهر هفت جمله ای

سخن گفته اند.

آن را با زبان تعظیم و ستایش بیان کردند و این نشان دهنده مقام والا و توصیف ناشدنی آن حضرت است.

این دختر که در هنگام شهادت هجده ساله بود آن قدر به نماز می ایستاد و عبادت می کرد که پاهای مبارکش ورم

می کرد.

این دختر در دوران سخت برای پیامبر فرشته نجات بود.

فاطمه را زهرا نامیدند چون روزی سه بار در چشم علی بان ابیطالب علی (علیه السلام) می درخشید.

 

منبع:پی نوشتهای ستودان و ستایشگران

اشتراک گذاری این مطلب!

مادر....

شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد…

کوچه در آتش در داشت جهنم می شد…

بین در و دیوار، انگار زنی جان می داد…

جان به لب از غم او عالم و آدم می شد..

لا اقل کاش دل ابر برایش می سوخت…

بلکه از آتش پیراهن او کم می شد…

زن در این برزخ پر خم چه رنجی برده است…

بیست یالش نشده داشت قدش خم می شد…

 

منبع:روضه های شیخ حسن آقا امیری

اشتراک گذاری این مطلب!

یک دنیا صبر و تحمل بود...

 

او زجر و سختی را به جان می خرید تا انگشت کوچک کسی خراش بر ندارد. یک دنیا صبر و تحمل و فداکاری بود، و خود را وقف غم و درد بود و سپر بلا کرده بود.

چه ذوق و شوق ها و چه ذوق ها داشت.

شوق او آن بود که فداکاری اش را کسی نفهمد.

درد درونش را کسی نداند و خوبی هایش مخفی بماند.

و چه ذوقی، ذوق آن داشت، که به دختری عشق بورزد که همه طردش کرده اند.

به سایه درختی پناه ببرد، که کسی به آن تو جهی نمی کند.

می گفت زرق و برق دنیا را فراموش کنیم.

و علی وار زندگی کنیم .

راستی می دانی چه کسی را می گویم….یکی از شهدای اهل قلم ….شهید سید مرتضی آوینی.

 

منبع:سخنان شهید آوینی

اشتراک گذاری این مطلب!

همین محبتی که داری، بار تو را می بندد!!!

 

 

شخصی از اهل بادیه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) رسید و سئوال کرد: ای رسول خدا! قیامت چه وقت برپا می شود؟

پیامبر خدا به نماز ایستادند و پس از اقامه نماز فرمودند: کجاست مردی که از قیامت پرسید؟ مرد گفت: منم ای رسول خدا…

حضرت فرمود: تو که می پرسی  قیامت چه زمانی است، برای خود چه تهیه کرده ای؟

چه کار کرده ای؟؟؟ بارت را بسته ای؟؟؟

او گفت: ای رسول خدا!!!قسم به خدا که من عمل زیادی از نماز وروزه فراهم نیاورده ام… مگر اینکه خدا و رسول خدا را دوست می دارم.

حضرت فرمود:انسان با کسی است که دوستش می دارد.

تو رسول خدا را دوست می داری، بنابراین در روز قیامت، تو با خدا و رسول خدا هستی.

دیگر ناراحت نباش که عمل زیادی نداری. همین محبتی که داری بار تو را می بندند.

 

منبع:در محضر مجتهدی/ص 67

اشتراک گذاری این مطلب!

عجیب ترین چیز....

 

 

عجیب ترین چیزی که تا به حال دیده ام این است…. که چرا بعضی ها اینقدر دیر دلشان برای امام زمان (علیه السلام) تنگ می شود.

 

خانه ام بی آتیش..دستهایم خالی….و نگاهم نگران…

می توانی تو بیا….سر این قصه بگیرو بنویس…

این قلم…. این کاغذ….

طاقتش را داری که ببینی…قلمت می شکند…کاغذت می سوزد.

طاقتش را داری که ببینی و نگویی از حق…

من دگر خسته شدم …می توانی تو بیااااا…

 

 

منبع:دلنوشته شهید صدیقی

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4 5 6