دوستت دارم...برای خدااااااا

 

مردی به امام سجاد(علیه السلام) عرض کرد: براستی من تو را به خاطر خدا به شدت دوست دارم.

امام سجاد (علیه السلام) لحظه ای سر به زیر انداخت و سپس فرمود:

بارالها...به تو پناه می برم از اینکه به خاطر تو محبوب گردم وتو از من بیزار باشی.

سپس به او فرمود: من نیز تورا بزای همان خدایی که مرا به خاطرش دوست داری، دوست می دارم.

نکته اساسی که در این بیان وجود دارد و درس بزرگی برای ماست. توجه فوری به خطری است که در برابر چنین پدیده ای ما را تهدید می کند(محبوب بودن نزد مردم به خاطر خدا) انسان را تهدید می کند.

لذا وقتی آن مرد به حضرت عرض می کند که شما را برای خدا دوست دارم نمی فرمایند: از تو متشکرم،یا خدا را براین محبوبیت سپاس می گویم.

بلکه می فرمایند: پروردگارا به تو پناه می برم از اینکه مردم مرا به خاطر تو دوست داشته باشند ولی تو مرا دشمن بداری"

و این خطر بزرگی است برای ما، نکند که مردم فکرکنند که ما مخلصانه برای خدا کار می کنیم و در راه او قدم می زنیم اما حقیقتا ما اینطور نباشیم و ظاهر وباطنمان یکی نباشد و یا با اعمال خود موجبات غضب الهی رادر خود بوجود آورده باشیم.

در این صورت است که مردم ما را به خاطر خدا دوست می دارند ولی خداوند نعوذبالله دشمن ما می باشد.

 

منبع:

تحف العقول/ترجمه حسن زاده/ص497

اشتراک گذاری این مطلب!

تنها با یک کار ساده عاشق اهل بیت شوید...

 

 

به مدت سی سال معتاد بودم و حالا نجات یافته ام،اما وسوسه اذیتم می کند و من را به همان سو سوق می دهد؟چه کنم؟

حضرت آیت الله بهجت(دام عزه) فرمودند: زیاد صلوات بفرستید، با نیت دست یابی به تمام آثار وبرکات صلوات.

از جمله آثار آن عشق به اهل بیت (علیه السلام) است.

عشق به آن ها تلذذ های مادی را از بین می برد.

 

منبع:

العبد/خاطرات آیت الله بهجت(دام عزه)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مناجات عاشق با معشوق...

 

الهی به حق خودت حضورم ده و از آفتاب جمالت نورم ده.

الهی همه از تو دوا می خواهند و حسن از تو درد.

الهی همه گویند بده حسن گوید بگیر.

الهی اگر چه درویشم ...

ولی داراتر از من کیست که تو را دارم.

الهی در ذات خود متحیرم چه رسد به ذات تو.

الهی هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم، به ندانیم بیفزا.

الهی گروهی کو کو می کنند و حسن هو هو.

الهی خنک آن است که وقف تو شد.

الهی شکرت که این تهی دست پابست توست.

الهی خرفهایم اگر مشوش است از دیوانه پراکنده خوش است.

 

منبع:

تازیانه سلوک/ص 47

اشتراک گذاری این مطلب!

عمر بر باد رفته ...

طی شد این عمر تو دانی به چه سان .... پوچ و بس تند، چنان باد دَمان

همه تقصیر من است ، اینکه خود می دانم

که نکردم فکری ...

که تامل ننمودم...روزی ...ساعتی یا آنی

که چه سان می گذرد عمر گران ؟

کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط

فارغ از نیک وبد ومرگ وحیات ...

همه گفتند کنون تا بچه بگذارید بخندد شادان...

که پس از این دگرش ،

فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن ...

من نپرسیدم هیچ ...

که پس از این ز چه رو...

نتوان خندیدن

هیچ کس نیز نگفت: زندگی چیست؟ چرا می آئیم؟

بعد از این چند صباح به کجا باید رفت ؟

باکدامین توشه ،به سفر باید رفت؟

من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز نگفت.

نوجوانی سپری گشت به فراغت به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

بعد از آن...

ادامه »

توسل به ائمه بهتر از تشرف است...

آیت الله العظمی بهجت (دام عزه ):لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر(علیه السلام) تشرف حاصل کند، بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسل  به ائمه(علیه السلام )  بهتر از تشرف باشد.

زیرا هر کجا که باشیم آن حضرت می بیند و عبادت در زمان غیبت افضل  از عبادات در زمان حضور است. زیارت هرکدام از ائمه (علیه السلام) مانند زیارت حضرت حجت است.

آیت الله همدانی (دام عزه):رضایت امام بر زیارت امام مقدم است.

سعی کنید به دنبال کسب رضایت امام باشیدکه اهم آن در رعایت تقوای الهی است  دیدن حضرت چندان توصیه نشده است.

اشتراک گذاری این مطلب!