غصب فدک....

فاطمه(سلام الله علیها) فرمودند :

با شگفتی از فدک بنگرید! چه بسیار پادشاهان که مالک سرزمین «فدک»شدند(هم اکنون از آن ها اثری نیست ) آری فدک هدیه پروردگار بزرگ است که بر پیامبرش بخشید و او نیز برای تامین زندگی فرزندانم از دودمان او ونسل من ، با حکم و شهادت خدای بزرگ و گواهی جبرائیل امین(علیه السبلام)به من واکذار کرد، بنابراین اگر آنهارا به ستم غضب کردند ووسیله زندگی فرزندانم را قطع کردند با یاد روز رستاخیز بر این مصیبت صبر خواهم کرد و زود است که خورندگان اموال (فدک)عذاب الهی را از دورزخ نظاره کنند

منبع:

امالی ،طوسی،ج1،ص207

اشتراک گذاری این مطلب!

همین محبتی که داری، بار تو را می بندد!!!

 

 

شخصی از اهل بادیه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) رسید و سئوال کرد: ای رسول خدا! قیامت چه وقت برپا می شود؟

پیامبر خدا به نماز ایستادند و پس از اقامه نماز فرمودند: کجاست مردی که از قیامت پرسید؟ مرد گفت: منم ای رسول خدا…

حضرت فرمود: تو که می پرسی  قیامت چه زمانی است، برای خود چه تهیه کرده ای؟

چه کار کرده ای؟؟؟ بارت را بسته ای؟؟؟

او گفت: ای رسول خدا!!!قسم به خدا که من عمل زیادی از نماز وروزه فراهم نیاورده ام… مگر اینکه خدا و رسول خدا را دوست می دارم.

حضرت فرمود:انسان با کسی است که دوستش می دارد.

تو رسول خدا را دوست می داری، بنابراین در روز قیامت، تو با خدا و رسول خدا هستی.

دیگر ناراحت نباش که عمل زیادی نداری. همین محبتی که داری بار تو را می بندند.

 

منبع:در محضر مجتهدی/ص 67

اشتراک گذاری این مطلب!

عجیب ترین چیز....

 

 

عجیب ترین چیزی که تا به حال دیده ام این است…. که چرا بعضی ها اینقدر دیر دلشان برای امام زمان (علیه السلام) تنگ می شود.

 

خانه ام بی آتیش..دستهایم خالی….و نگاهم نگران…

می توانی تو بیا….سر این قصه بگیرو بنویس…

این قلم…. این کاغذ….

طاقتش را داری که ببینی…قلمت می شکند…کاغذت می سوزد.

طاقتش را داری که ببینی و نگویی از حق…

من دگر خسته شدم …می توانی تو بیااااا…

 

 

منبع:دلنوشته شهید صدیقی

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

من شوم بودم یا تو...

یکی از پادشاهان ایران به شکار بیرون رفت. در راه مردی یک چشم دید و به دیدنش او را ناخوش آمد.فرمتان داد تا بزنندش، و به زندان برند.از قضا شاه در آن روز، شکار بسیار کرد.

و چون بازگشت فرمان داد تا مرد را آزاد کنند.

مرد گفت:ای پادشاه!اجازه دهی تا سخنی گویم؟

گفت! بگو…گفت:مرا دیدی زدی و به زندان کردی، و من تو را دیدم و شکار کردی، و به  سلامت بازگشتی.

حال کدام یک بر دیگری شوم بوده است؟؟؟

شاه خندید و دستور داد جایزه اش دهند.

 

منبع: کشکول شیخ بهائی/ص 451

اشتراک گذاری این مطلب!

عظمت شب...

 

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) می فرمایند: هرگاه بنده در دل شب تار با سرور خود خلوت کندو با او  به راز و نیاز  بپردازد، خداوند دلش را نورانی گرداند، سپس به

فرشتگانش گوید: ای فزشتگان من! به بنده ام بنگرید که در دل شب تار هرزه در ایان به لهو سرگرمند و غافلان خفته اند با من خلوت کرده است آگاه باشید او را آمرزیدم.

امام علی (علیه السلام) می فرماید: از وقتی این سخن پیامبر را شنیدم“نماز شب نور است” نماز شب را ترک نکرده ام.

در حدیث قدسی خطاب به موسی بن عمران است که خداوند فرمود:

ای پسر عمران! دروغ می گوید کسی که می پندارد مرا دوست دارد و آن گاه که تاریکی شب همه جا را گرفت می خوابد و مرا از یاد می برد.

آیا هر دوست و دل داده ای در پی خلوت  با محبوب خود نیست؟؟؟!!

آیت الله قاضی:

تعجب از کسی که می خواهد به کمال دست یابد در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات برسد مگر بوسیله نماز شب

 

منبع:آیین عروج/ص33

اشتراک گذاری این مطلب!