برنامه عملي براي رسيدن به خدا


اين‌که انسان به‌گونه‌اي شود که صبح که از خواب بيدار مي‌شود فقط دنبال انجام کاري باشد که خدا دوست دارد، لياقت و همت بسياري مي‌خواهد که در امثال ما نيست. اما نبايد به کلي نااميد باشيم و خود را  از اين لطف خدا محروم کنيم. به نظر مي‌رسد انسان بايد برنامه بگذارد و از کارهاي ساده ‌شروع کند. مثلا بگويد من امروز اين مقدار از وقتم را براي خدا مي‌گذارم و در اين فرصت فقط رضاي او را مي‌طلبم. اين کار شدني است. انسان مي‌‌تواند براي اين کار، ربع ساعت يا نيم ساعت وقت بگذارد و هنگامي‌که مسلط شد، کم‌کم آن را توسعه بدهد. در مرحله بعد خداوند به چنين کسي کمک مي‌کند و توفيق و توان او را براي انجام اين کار بيشتر مي‌‌کند. مَنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ شِبْراً تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعاًتو يک وجب جلو بيا! من يک ذراع مي‌آيم؛ حال از اين بگذريم که همان قدم اول نيز با عنايت خداست و «تا که از جانب معشوق نباشد کششي -  کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد»؛ همان را هم او مي‌کشاند، اما به رويتان نمي‌آورد. انسان روزي يک ربع ساعت را فقط به فکر اين باشد که آن‌چه خدا دوست دارد، انجام دهد و هيچ چيز ديگر نيز نخواهد؛ البته اين کار نيز مراتب دارد. بالاخره ثواب بهشت و امثال آن نيز هست و نبايد از آن محروم و نااميد باشيم، اما اگر انسان بتواند يک کار کوچک را فقط به‌خاطر اين‌که خدا دوست دارد انجام دهد، کم‌کم قدرت اين را پيدا مي‌کند که کارهاي بيشتر و بهتر و خالص‌تر نيز انجام بدهد. مثلا انسان هر روز  دو رکعت نافله بخواند و بگويد خدايا! اگر من را جهنم هم مي‌بري، من چون تو دوست مي‌داري، اين دو رکعت نماز را مي‌خوانم.

وفقناالله واياکم ان‌شاءالله.

منبع:

 

اشتراک گذاری این مطلب!

کاش زندگی فرصت دهد تا

کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم….. کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم…. کاش وقتی آسمان بارانیست از زلال چشمهایش تر شویم…. کاش شب وقتی تنها میشویم با خدای یاس ها خلوت کنیم…. کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم….. کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار ه دلها وا کنیم…… کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانی تر آسمانی تر کنیم…… کاش در نقاشی دیدار مان شوق ها را ارغوانی تر کنیم……. کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند ما به جای ابر ها گریان شویم…..

تولیدی از سعیدی

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا پيامبر (ص) براي گفتگو با خدا به معراج رفت؟! (مگر خدا همه جا نيست؟!)

ابتدا يادآور مي‌‌شويم كه هدف از معراج، تنها قرب الهي نبوده است، بلكه اهداف ديگري نيز در اين سفر مورد نظر بوده كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد. اما توجه به اين نكته نيز لازم است كه اگر چه خدا همه جا حضور دارد، اما در برخي موقعيت‌‌ها مي‌‌توان ارتباط قوي‌‌ تري با او برقرار كرد كه مشابه چنين وضعيتي را مي‌‌توان در حج نيز شاهد بود.
اما هدف معراج چنان‌‌ كه در برخي تفاسير آمده اين بود كه روح بزرگ پيامبر اسلام(ص) با مشاهده اسرار عظمت خدا در سراسر جهان هستى، مخصوصاً عالم بالا، درك و ديد تازه‌‌اى براى هدايت و رهبرى انسان‌‌ها بيابد. اين هدف صريحاً در ابتداي سوره اسراء و آيه 18 سوره نجم آمده است
در منابع روايي نيز به برخي از اهداف معراج پيامبر(ص) اشاره شده است؛ از جمله:


1 يونس بن عبد الرحمن مي‌‌ گويد: از امام كاظم (ع) پرسيدم: به چه علت خدا پيامبرش را به سوى آسمان بالا برد و از آن به سوى سدرة المنتهى و از آن به سوى حجاب‌‌‌ هاى نور برد و با او گفت‌‌ و گو و نجوا كرد، در حالي‌ كه خداوند به مكان وصف نمي‌‌ شود؟ امام (ع) فرمود: «خداى متعال به مكان وصف نمي‌‌ شود و زمان بر او جارى نمي‌‌ گردد ولي خداوند عزت‌ مند و بزرگ، خواست كه فرشتگان و ساكنان آسمان‌‌هاى خود را با مشاهده پيامبر بنوازد و شگفتي‌‌ هاي خلقت را به رسول خود (ص) نشان دهد تا پس از برگشت از معراج به مردم خبر دهد و اين مسئله به گونه‌‌اي كه فرقه مشبهه مي‌‌ گويند نيست. خدا، پاك و برتر است از آنچه وصف مي‌‌ كنند».


2. ثابت دينار مي‌ گويد: از امام زين العابدين(ع) پرسيدم: آيا خداوند مكانى [مخصوص و معين] دارد كه در آن‌‌جا باشد؟ امام (ع) فرمود: «خداوند منزه است از اين [كه بتوان مكانى مخصوص و معين برايش تصور كرد]»، پرسيدم: پس چرا خدا، حضرت محمّد (ص) را به آسمان برد؟! آن‌ حضرت فرمود: «[به آسمان بردن آن‌حضرت دليل نيست كه خداوند مكانى دارد بلكه] آن‌ حضرت را به آسمان برد تا عوالم ملكوتى را به او نشان دهد، و شگفتي‌‌ هاي آفرينش و صنعت الهى را به چشم سر مشاهده نمايد…».

منبع:
[3]. شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 132، 132.

اشتراک گذاری این مطلب!

آيا مي دانيدچرا طواف كعبه هفت شوط است؟

امام زين العابدين ( عليه السلام ) در جواب سؤال ابوحمزة ثمالي فرمود:

وقتي خداوند به فرشتگان فرمود مي‌خواهم در زمين براي خود خليفه قرار دهم، فرشتگان گفتند: انسان فتنه‌انگيز و خون‌ريز است. در برابر اين اعتراض،خداوند فرشتگان را 7000 سال از نور خود محروم كرد.آنها در اين مدت به عرش خدا پناه بردند.خداوند بر آنها ترحم كرده، توبة آنها را پذيرفت و بيت المعمور را براي آنها مأمن قرار داده و بيت الحرام را براي انسان‌ها. از اين رو طواف پيرامون آن به مقدار هفت شوط بر بندگان واجب شد؛ يعني براي هر هزار سال عبادت فرشتگان يك شوط بر بندگان واجب شد.(1)همانطوري كه قرآن طبقات آسمان‌ها را هفت مي‌شمارد حاجي در هر چرخش گويي در يك آسمان سير مي‌كند؛ گو اينكه محيط مسير حاجي به مسير سماوي مبدّل مي‌شود.خاك نشينان عشق بي مدد جبرئيل هر نفسي مي كنند سير سماوات را چون در روايات از رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمده است: «من طاف بالبيت … خرج من ذنوبه كيوم ولدته أمّه؛ هر كه خانة خدا را طواف كند، از گناهانش خارج مي‌شود؛ مانند روزي كه از مادر زاييده شده بود».

منبع:
1. علل الشرائع ، ج 1 ، ص 401.
2. مستدرك الوسائل، ج 9، ص 376.
460 نكتة نوراني دربارة حج رحمان يوسف پور ص174

اشتراک گذاری این مطلب!

هرکس توکل ندارد ایمان ندارد...

هرکس توکل ندارد،ایمان ندارد ؛زیرا خداوند می فر ماید:

{و علی الله فتوکلوا ان کنتم مومنین} بر خدا توکل کنید اگر مومنید .

پس اگر توکل نباشد ،ایمان هم نیست واقع مطلب همین است.

حقیقت ایمان؛یعنی خدا را مسبب الاسباب میداند و بس،اگر چنین است،لازمه اش تکیه ب اوست و نه دیگری ،پس اگر رای خود ،یادیگری را از روی فهم و عقلو فراست دیدی،از این جاست ک خدا را کنار گذاشته ای !

کجا متو کل هستی؟در حالی ک در این حال،مومن نیستی.

منبع:

تردید و توکل /ایت الله دستغیب /ص128

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان یاوران حسینی