داستان برزگر و حضرت عیسی!


روزی عیسی علیه السلام از خانه خارج شد و به کنار دریا رفت، که چیزی نگذشت که مردم زیادی دور او جمع شدند او هم سوار قایق شد و شروع کرد به تعلیم دادن مردمی که در ساحل جمع شده بودند، در حین صحبت حکایت های زیادی برای آنها تعریف کرد که یکی از آنها چنین بود:

یک کشاورز در مزرعه اش تخم می کاشت،همینطور که تخم ها را به اطراف می پاشید؛

بعضی در گذرگاه کشتزار می افتادند و پرنده ها می آمدند و آنها را می خوردند،

بعضی نیز روی خاکی افتاد که زیرش سنگ بود، که تخم ها روی آن خاک کم، خیلی زود سبز می شدند،ولی وقتی  خورشید سوزان روی آنها می تابید همه می سوختند و از بین می رفتند،زیرا ریشه عمیقی نداشتند.

بعضی از تخم ها لابه لای خارها افتاده و خارها و تخم ها با هم رشد می کردند و ساقه های جوان گیاه زیر فشار خارها خفه می شدند،

ولی مقداری از این تخم ها روی خاک خوب افتاده و از هر تخم ،سی، شصت و حتی صد تخم دیگر بدست می آمد.

در این موقع شاگردانش پیش عیسی علیه السلام آمدند و پرسیدند،چرا همیشه حکایت هایی تعریف می کنید که فهمیدنش سخت است؟ 

بعد به آنها گفت:

گذرگاه کشتزار که تخم ها روی آن افتاده،دل سخت ِ کسی را نشان می دهد، که گرچه مژده ی سلطنت خداوند را می شنود ولی آن را نمی فهمد، بعد شیطان سر می رسد و تخم ها را از قلب او می دزدد.

خاکی که زیرش سنگ بود، دل کسی را نشان می دهد که تا پیغام خدا را می شنود فوری با خوشحالی آن را قبول می کند،ولی چون آن را سرسری می گیرد،این پیغام در دل او ریشه ای نمی دواند و تا آزار و اذیتی بخاطر ایمانش می بیند شور و حرارتش را از دست می دهد و از ایمان بر می گردد.

زمینی که از خارها پوشیده شده بود حالت کسی را نشان می دهد که پیغام خدا را می شنود ولی نگرانی های زندگی و عشق به پول، کلام خدا را در او خفه می کنند و او خدمت موثری برای خدا نمی کند.

و اما زمین خوب دل ِ کسی را نشان می دهد که به پیغام خدا گوش می دهد و آن را می فهمد و این پیغام را به دیگران نیز می رساند،و سی، شصت و حتی صد نفر به آن ایمان می آورند.

منبع: انجیل عیسی مسیح، ترجمه ی تفسیری عهد جدید، انجیل متا، ص 18-17

نتیجه گیری: ملاحظه می فرمائید که از راه مثل و حکایت، چگونه مردم را از «آنچه درست نیست» بر حذر می دارد، و روشن می کند که این ایمان قوی و ریشه دار است که کار ساز است و انسانی که چنین ایمانی دارد می تواند با دعوت و تبلیغ خود، با امر به معروف و نهی از منکر خود، دیگران را نیز به سَمت ایمان واقعه ای هدایت و راهنمایی کند.

 «ایمان واقعه ای داشته باشیم»

اشتراک گذاری این مطلب!

تفاوت حضرت عیسی(علیه السلام) در قرآن با مسیح انجیل

* تولد عیسی از منظر انجیل و قرآن
مکان تولد
تصویری که اناجیل به ما می‌دهند با تصویری که قرآن به ما می‌دهد متفاوت است، داستان انجیل این‌گونه است که «حضرت مریم به همراه شوهر یا نامزدش یوسف نجار برای شرکت در سرشماری به جنوب فلسطین یعنی بیت اللحم می‌روند؛ در بیت اللحم[1] بخاطر شلوغی جایی را پیدا نمی‌کنند و مجبور می‌شوند در یک آغولی شب را به صبح برسانند که در همان شب، عیسی به دنیا می‌آید، یعنی محل تولد ایشان آغول گوسفندان و جایی بوده است که حیوانات را نگه می‌داشتند و دو نفر هم حضور داشته‌اند؛ یکی یوسف نجار و دیگری مریم؛ در حالی که قرآن محل تولد را مکان شرقی معرفی می‌کند «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا» [2]. کسی هم همراه مریم نبوده است و نگاه قرآن به مکان تولد و وقایع میلاد آن حضرت با کمال احترام و حفظ حرمت پیامبر الهی است در حالی که در انجیل تحریف شده، این وقایع به صورتی نقل شده که از ساحت مقدس انبیای الهی به دور است.

* جشن کریسمس سابقه تاریخی ندارد

در مورد زمان تولد هم تاریخ‌های مختلفی گفته شده است؛ خود مسیحیان با محاسبه‌ای که ما می‌کنیم معتقدند حضرت مسیح، چهار سال قبل از تاریخ میلادی که اکنون برای او معین کرده‌اند به دنیا آمده است و این تاریخ میلادی دقیق نیست، زیرا تاریخ میلادی را ششصد سال بعد از میلاد مسیح به عنوان تاریخ میلادی قرار دادند لذا در محاسبه اشتباه کرده‌اند و اگر بخواهیم تاریخ دقیق میلادی را محاسبه کنیم الان در سال 2014 باید باشیم و چهار سال با تاریخ کنونی اختلاف است؛ در مورد فصل هم اطلاع دقیقی در دست نیست و اینکه مسیحیان زمستان و کریسمس را به عنوان زمان تولد مسیح جشن می‌گیرند دقیق نیست و به احتمال زیاد این را از «میترا پرستان» گرفته‌اند؛ گفتنی این امر ضروری است که جشن‌های کریسمس از قرن چهاردهم به بعد متداول شده است و جشن‌هایی به نام جشن کریسمس [3] تا قبل از این قرن نداشته ایم.

چگونگی تولد:
در مورد چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می‌گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که عیسی به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان‌هایی که در اطراف آن منطقه بودند را خبر کردند که بیائید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمد است و مجوسی‌هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند؛ و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان فکر می‌کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و طبق گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد.
اما از منظر اسلام اینگونه نیست و اسلام، نامی از یوسف نجار نمی‌برد و بیان می‌کند که در محل تولد حضرت عیسی فقط حضرت مریم (سلام الله علیها) هست و وقتی که به واسطه روح القدس به این فرزند آبستن می‌شوند در ابتدا خیلی ناراحت می‌شوند، ولی خدا در این خصوص و برای تسلی دل حضرت مریم می‌فرماید که این امر الهی است.
همگان از تولد عیسی تعجب می‌کنند و به او تهمت می‌زنند و حضرت عیسی بخاطر رفع این تهمت در گهواره سخن می‌گوید و مسئله تولد عیسی به سرعت در بین بنی اسرائیل می‌پیچد:
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا (27)يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا (28)فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا (29)قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا (30)وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا (31)وَ بَرًّا بِوالِدَتي‏ وَ لَمْ يَجْعَلْني‏ جَبَّاراً شَقِيًّا (32)» [4]
حتی در انجیل «متی» اولین مطلبی که در این خصوص آورده است، نسب نامه عیسی (علیه السلام) است و در حقیقت نام اجداد یوسف نجار را می‌شمارد و در واقع ایشان را فرزند یوسف نجار معرفی می‌کند.

* جایگاه مادر حضرت عیسی(علیه السلام)
در این مورد بین قرآن و اناجیل اختلاف است؛ بطوری که حضرت مریم در قرآن، شخص پاک و پاکیزه و معصوم و دارای علو درجه یاد می‌شود؛ مثلا در قرآن آمده:
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ» [5] یا در آیه‌ای او را «صدیقه» معرفی می‌کند «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ» [6]
اما در اناجیل، مریم را یک زن عادی معرفی می‌کند و تنها امتیاز او این است که فرزندی به دنیا می‌آورد که بعدها «فرزند خدا» نامیده شد و مسیحیت بعد از قرن‌ها متوجه این مطلب شدند که باید جایگاه مریم را بالا ببرند تا اینکه در قرن گذشته کلیسا اعلام کرد که بر ما الهام شده مریم هم مانند عیسی به آسمانها رفته است. این تفکرات دقیقاً بر عکس نظر قرآن کریم است، زیرا قرآن کریم چهره‌ای عالی از حضرت مریم (سلام الله علیها) معرفی کرده است و او را بانویی عابده و دارای کرامات معنوی بسیار دانسته است.

* اسامی و القاب
برای حضرت عیسی؛ القاب متفاوتی؛ در مسیحیت گفته شده است؛ که خیلی از این اسم‌ها ساختگی است و واقعیت ندارد؛ ولی اسامی معروف ایشان در بین مسیحیت عبارتند از: «عیسی» که در اصل «یشوع» بوده به معنی «نجات دهنده» و یهودیان آن را «یسوس» می‌خواندند و در عربی هم «عیسی» می‌گویند و اسامی دیگری هم برای ایشان گفته‌اند مانند؛ بنده خدا؛ منجی؛ را ه؛ حقیقت، شبان؛ نیکو؛ کلمه خدا؛ زندگی و… اما در قرآن تنها دو نام برای ایشان آمده است یکی «عیسی» که 23 بار در قرآن آمده است و دیگری «مسیح» که 9 بار در قرآن ذکر شده است.

در قرآن آمده است:
«إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ» [7]
که هم نام «مسیح» و هم نام «عیسی بن مریم» در آن آمده است و جالب است که همواره «عیسی بن مریم» گفته است.

پی نوشت:

[1] - بیت اللحم یکی از شهرهای ایالت ناصره در فلسطین امروزی می‌باشد .
[2] - مريم: 16
و در اين كتاب از مريم ياد كن، آنگاه كه از كسان خود، در مكانى شرقى به كنارى شتافت.
[3] - کریسمَس (به انگلیسی: Christmas) (به فرانسوی: Noël) روزی است که برپایه گاهشماری مسیحیان زادروز عیسی دانسته می‌شود و بزرگترین جشن مسیحیان جهان می‌باشد. مسیحیان این روز را با آیینهای ویژه برگزار می‌کنند. برای نمونه درخت کریسمس را می‌آرایند و شخصیتی به نام بابانوئل در این روز پیشکشهایی به مردم می‌دهد. بیشتر مسیحیان این جشن را در ۲۵ دسامبر برگزار می‌کنند.
سرچشمه این جشن را در مهرپرستی -که کیش رومیان پیش از گرویدن به مسیحیت بود- می‌دانند؛ منبع: محمد بهشتی؛فرهنگ صبا / ویکی‌پدیای انگلیسی،نسخه ۲۲ دسامبر ۲۰۰۶
[4] - مریم آیات 27-32
(مريم) در حالي كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد; گفتند:) «اي مريم! كار بسيار عجيب و بدي انجام دادي! (27)اي خواهر هارون! نه پدرت مرد بدي بود، و نه مادرت زن بد كارها (28)(مريم) به او اشاره كرد; گفتند:) «ؿگونه با كودكي كه در گاهواره است سخن،) بگوييم؟!» (29)(ناگهان عيسي زبان به سخن،) گشود و) گفت: «من بنده خدايم; او كتاب (آسماني) به من داده; و مرا پيامبر!) قرار داده است! (30)و مرا - هر جا كه باشم- وجودي پربركت قرار داده; و تا زماني كه زنده‏ام، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است! (31)و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده; و جبار و شقي قرار نداده است! (32)
[5] - (3) آل‏عمران: 42
و [ياد كن‏] هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم، خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است.»
[6] - المائدة: 75
مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
مسيح، پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيش از او [نيز] پيامبرانى آمده بودند؛ و مادرش زنى بسيار راستگو بود. هر دو غذا مى‏خوردند. بنگر چگونه آيات [خود] را براى آنان توضيح مى‏دهيم؛ سپس ببين چگونه [از حقيقت‏] دور مى‏افتند
[7] - آل‏عمران: 45

اشتراک گذاری این مطلب!

حضرت عیسی(ع) در کلام رهبر معظم انقلاب: اگر امروز عیسی(ع) بود، لحظه‌ای را برای مبارزه با استکبار جهانی از دست نمی‌داد!

اگر امروز حضرت عیسی(علیه السلام) بود…

اگر حضرت عیسی (علیه‌السلام) امروز در میان ما می‌بود، لحظه‌ای را برای مبارزه با سردمداران ظلم و استکبار جهانی از دست نمی‌داد و گرسنگی و سرگردانی میلیاردها انسانی را که به وسیله‌ی قدرت‌های بزرگ، استثمار و به جنگ و فساد و ستیزه‌‌خویی سوق داده می‌شوند، تحمل نمی‌کرد. (پیام به مسیحیان و مسلمانان جهان، به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح (علیه‌السلام)

۷۰/۱۰/۷)

درسی که مسیحیان و مسلمانان باید فر بگیرند عیسی مسیح (علیه‌السلام) مجهز به معجزه و دعوت الهی برای نجات بشر از ظلمات شرک و کفر و جهل و ظلم و رسانیدن وی به نور معرفت و عدل و عبودیّت پروردگار مبعوث شد و در همه‌‌ی مدت اقامت خود در میان انسانها لحظه‌‌ای در مبارزه با بدی و دعوت به نیکی درنگ نفرمود. این درسی است که مسیحیان و مسلمانان که معتقدان به نبوت آن بزرگوارند باید فراگیرند. (پیام به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح (علیه‌السلام) ۷۲/۱۰/۱۲)

مسیح (علیه السلام)؛‌ پیامبر برگزیده‌ی خدا آن پیامبر برگزیده‌ی خدا، مردم را به راه خدا که راه خوشبختی انسان است دعوت می‌کرد و از پیروی هوا و هوس و آلودن صفای روح انسان به زشتی و ستم و بدکرداری، بر حذر می‌داشت. قدرت‌های طاغوتی و فاسد و زورگو و بندگان زر و زور، آن رسول الهی را مورد آزار و تهمت قرار دادند و قصد جان او را کردند و پس از آن‌که خدای متعال او را در آغوش حفظ و امان خود جای داد، حواریّون و پیروانش را سالهای سال به شکنجه‌های هولناک دچار ساختند تا تعالیم او را که بر ضدّ فساد و ظلم و شرک و هوسرانی و جنگ‌افروزی و مردم‌فریبی بود، از بین ببرند. آنان که خود، فاسد و ظالم و هوسران و جنگ‌افروز و مردم فریب بودند، نمی‌توانستند دین خدا و پیامبر خدا و رهروان راه خدا را تحمل کنند.

(پیام به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح (علیه‌السلام)

۷۳/۱۰/۱۲)

اشتراک گذاری این مطلب!

کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد…
 ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم…
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود…
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
 ندا آمد: این را گفتم که بیایی…
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک…

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فرق نبوت، امامت و رسالت چيست؟

آنچه از اشارات موجود در آيات و تعبيرات مختلفى كه در احاديث وارد شده برمى آيد كسانى كه از طرف خدا مأموريت داشتند داراى مقامات مختلفى بوده ا ند:

1 ـ مقام نبوت ـ يعنى دريافت وحى از خداوند، بنابراين «نبى» كسى است كه وحى بر او نازل مى شود و آنچه را به وسيله وحى دريافت مى دارد، چنانكه مردم از او بخواهند در اختيار آنها مى گذارد. 2 ـ مقام رسالت ـ يعنى مقام ابلاغ وحى و تبليغ و نشر احكام خداوند و تربيت نفوس از طريق تعليم و آگاهى بخشيدن، بنابراين رسول كسى است كه موظف است در حوزه مأموريت خود به تلاش و كوشش برخيزد و از هر وسيله اى براى دعوت مردم به سوى خدا و ابلاغ فرمان او استفاده كند، و براى يك انقلاب فرهنگى و فكرى و عقيدتى تلاش نمايد. 3 ـ مقام امامت ـ يعنى رهبرى و پيشوائى خلق، در واقع امام كسى است كه با تشكيل يك حكومت الهى و بدست آوردن قدرتهاى لازم، سعى مى كند احكام خدا را عملاً اجرا و پياده نمايد و اگر هم نتواند رسماً تشكيل حكومت دهد، تا آنجا كه در توان دارد در اجراى احكام مى كوشد. به عبارت ديگر وظيفه امام اجراى دستورات الهى است در حالى كه وظيفه رسول ابلاغ اين دستورات مى باشد، و باز به تعبير ديگر، رسول «ارائه طريق» مى كند ولى امام «ايصال به مطلوب» مى نمايد. ناگفته پيدا است كه بسيارى از پيامبران مانند پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) هر سه مقام را داشتند هم دريافت وحى مى كردند، هم تبليغ فرمانهاى الهى، و هم در تشكيل حكومت و اجراى احكام تلاش مى كردند و هم از طريق باطنى به تربيت نفوس مى پرداختند. كوتاه سخن اينكه: امامت همان مقام رهبرى همه جانبه مادى و معنوى، جسمى و روحانى و ظاهرى و باطنى است، امام، رئيس حكومت و پيشواى اجتماع و رهبر مذهبى و مربى اخلاق و رهبر باطنى و درونى است. امام با نيروى مرموز معنوى خود افراد شايسته را در مسير تكامل باطنى رهبرى مى كند. و با قدرت علمى خود افراد نادان را تعليم مى دهد.و با نيروى حكومت خويش يا قدرتهاى اجرائى ديگر، اصول عدالت را اجرا مى نمايد.(1)(2) پي نوشت 1.تفسير نمونه : ج 1، ص 440 2.كتاب180پرسش وپاسخ، مكارم شيرازي، سوال44 برچسب نبوت امامت رسالت وحى تبليغ عدالت پيشواى اجتماع نظرات

اشتراک گذاری این مطلب!
 
مسابقه راوی مهر