ترازوی عمل

منقول است که:«روزی قریش تفاخر بر یکدیگر می کردند و سلمان در آنجا حاضر بوده گفت :اما من خلق شده ام از نطفه ای نجس و مردار گندیده  خواهم شد پسبه نزد میزان اعمال  خواهم رفت اگر ترازوی عمل سنگین باشد من کریم خواهم بود واگر سبک باشد لئیم خواهم بود »

منبع :

معراج السعادة/ص304

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا خواندن قران بدون تدبر اثر دارد؟؟؟

از دانشمندی پرسیدند : کسی که قران می خواند و نمی داند که چه می خواند آیا هیچ اثری دارد؟ گفت: کسی که دارو می خورد و نمی داند که چه می خورد، اثر می کند؟ چگونه قران اثر نکند بلکه بسیار اثر می کند. پس چگونه خواهد بود اگر بداند که چه می خواند ...
منبع:
شمیم یاس /ج 70/ص47

اشتراک گذاری این مطلب!

​خدا که اشتباه نمی کند

 


می گویند: مسجدی می ساختند بهلول سر رسید و پرسید چه می کنید؟
گفت مسجد می سازیم.
گفت:برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا .
بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد
بهلول»؛ شبانه آن را بالای سردر مسجد نصب کرد.
سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است مسجد بهلول ناراحت شده اند؛ بهلول را به باد کتک
گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی ؟!
بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضا مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام خدا
که اشتباه نمی کند...

منبع:

www.hawzah.net

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

​ما دنیا را دوست داریم!


امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
ابن ابی یعفور گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: ما دنیا را دوست داریم: فرمودند: تا با آن چه کنی؟ عرض کردم: ازدواج کنم، حج بروم، خرج خانواده ام را بدهم، به برادرانم رسیدگی کنم و صدقه بدهم.
حضرت فرمود: این از دنیا نیست بلکه از آخرت است.
منبع:
گام های سلوک/حسن قدوسی زاده ص 216

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خانه دار نمونه...

 


آیة الله مجتهد تهرانی در مجلسی فرمودند:
آیة الله حج مرتضی زاهد(که اعجوبه ای بود در تخلق به عرفان نظری و عملی و تقید خاص نسبت به امور شرعی و رعایت حال دیگران و مخصوصا خانواده شان)، شبی دیر وقت به منزل آمد، چون دیر وقت بود فکر کرد که اگر در بزند همسرش از خواب بیدار می شود و لذا تصمیم گرفت برای رعایت حال همسرش دق الباب نکند وپشت در منزل بنشیند تا صبح بشود! و همان جا داخل کوچه نشست.در همان لحظه همسرش در خواب دید که حضرت وی عصر(عج الله) تشریف فرما شدند و به او فرمودند:برخیز و در را باز کن که شیخ مرتضی پشت در است!او بر خاست ودر را گشود،دید شیخ بزرگوار کنار کوچه نشسته است. گفت آقا! چرا در نزدید و در کوچه نشستید؟ فرمود: ترسیدم شما از خواب بیدار شوید و نخواستم مزاحمت برای شما ایجاد کنم.
(شیخ مرتضی چه جایگاهی داشت که حضرت کنار کوچه خوابیدن او را بر نمی تابید! و همسر مکرمه اش چه فضیلتی داشت که توفیق تشرف به محضر نورانی عزیز خدا را ولو در عالم رویا – کسب نمود!

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

2 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 47