چگونه سخنان پاكيزه به شجره طيبه متصل است؟

سوره فاطر، آيه 10: (مَن كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَللَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصعَدُ الْكلِمُ الطيِّب وَ الْعَمَلُ الصلِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السيِّئَاتِ لهَمْ عَذَابٌ شدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولَئك هُوَ يَبُورُ)

«الكلم الطيب» به معنى سخنان پاكيزه است و پاكيزگى سخن به پاكيزگى محتواى آن است و پاكيزگى محتوا به خاطر مفاهيمى است كه بر واقعيت هاى عينى پاك و درخشان تطبيق مي كند و چه واقعيتى بالاتر از ذات پاك خدا و آئين حق و عدالت او و نيكان و پاكانى كه در راه نشر آن گام بر مي دارند؟ لذا «الكلم الطيب» را به اعتقادات صحيح نسبت به مبدا و معاد و آئين خداوند تفسير كرده اند.
 
آرى يك چنين عقيده پاكى است كه به سوى خدا اوج مي گيرد و دارنده اش را نيز پرواز مي دهد، تا در جوار قرب حق قرار گيرد، و غرق در عزت خداوند عزيز شود. مسلما از اين ريشه پاك شاخه هائى مي رويد كه ميوه آن عمل صالح است؛ هر كار شايسته و مفيد و سازنده، چه دعوت به سوى حق باشد، چه حمايت از مظلوم، چه مبارزه با ظالم و ستمگر، چه خودسازى و عبادت، چه آموزش و پرورش، و خلاصه هر چيز كه در اين مفهوم وسيع و گسترده داخل است اگر براى خدا و به خاطر رضاى او انجام شود آن هم اوج مي گيرد و به آسمان لطف پروردگار عروج مي كند، و مايه معراج و تكامل صاحب آن، و برخوردارى از عزت حق مى شود.
 
اين همان چيزى است كه در سوره ابراهيم آيه 24 به آن اشاره شده «الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها فى السماء توتى اكلها كل حين باذن ربها»؛ آيا نديدى خداوند چگونه براى سخن پاكيزه، مثالى زده است؟ همانند درختى پاك كه ريشه آن ثابت و برقرار و شاخه آن در آسمان افراشته است، هر زمان ميوه هاى خود را به اذن پروردگارش به مشتاقان مى دهد.
 
از آنچه گفتيم روشن مي شود اينكه بعضى از مفسران كلمه طيبه را به «لا اله الا الله» ، و بعضى ديگر به «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»، و بعضى بعد از توحيد، محمد رسول الله ، و على ولى الله و خليفة رسوله تفسير كرده اند، و يا در بعضى از روايات الكلم الطيب و العمل الصالح به ولايت اهل بيت (عليهم السلام ) يا مانند آن تفسير شده است، همه از قبيل بيان مصداق هاى روشن براى آن مفهوم وسيع و گسترده است و محدوديتى در مفهوم آن ايجاد نمى كند، چرا كه هر سخنى كه محتواى پاك و عالى داشته باشد همه در اين عنوان جمع است.
 
منبع:
تفسير نمونه جلد 18 صفحه 194و195

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.
عبارت تصویر را بازنویسی نمائید. (غیرحساس به حروف کوچک و بزرگ)